سيد محمد باقر برقعى
24
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
آن غزل است كه به دستيارى سيد على نوربخش ، متخلص به آزاد ، با مقدمهء شادروان جلال الدّين همايى استاد دانشگاه ، در بهمنماه 1321 در اصفهان به چاپ رسيد . اشعار زير نمونههايى از نظم اوست : شهرهء ايران آنكه بر خوان غم عشق تو ، مهمانم كرد * خاطرش شاد كه شرمندهء احسانم كرد گفته بودم كه ننوشم مى و عشرت نكنم * فصل گل آمد و از گفته پشيمانم كرد جان من از مرض عشق به فرمان تو شد * نازم آن درد كه شايستهء درمانم كرد هدهد باد صبا نامهء بلقيس وشى * بر من آورد و از آن نامه سليمانم كرد آنكه از برگ گلش خار خلد بر كف پا * چشم بد دور كه جا بر سر مژگانم كرد دوش از زلف شكن در شكنت باد صبا * بسكه آشفته به من گفت پريشانم كرد بىتو اى غنچه دهان سِير گل و گردش باغ * غنچهسان تنگدل و سربهگريبانم كرد آفرين بر قلم شهدفشانت « آتش » * كه ز شيرينسخنى شهرهء ايرانم كرد دل و ديوانه گر بر اوج فلك آن ماه پرىرو برود * دل ديوانهء من در طلب او برود طرفه حاليست كه خونم رود از ديده روان * چونكه از چشم مَنَت خنجر ابرو برود تا دهد جام مىات غير و كنم گريه ز رشك * آب من با تو محال است به يك جو برود ديد دل خال چو بر روى تو عاشق شد و رفت * اندر آن آتش سوزنده كه هندو برود ماه آن لحظه تواند زند ار مهر تو ، دم * كه سرش در خم چوگان تو چون گو برود گر كنم گريه به ياد قد او بر لب جو * سرو را پاىبهگل تا سر زانو برود